سایه های خیال
اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم و يا از روی خودخواهی فقط خود را قشنگ د يدم اگر از دست من در خلوت خود گريه می کردی اگر بد کردم و هـــــــــرگز به روی خود نياوردم اگر تو مهــــربان بودی و من نامهــــــــــــربان بودم برای ديگـــــران بهـــار و برای تو خــزان بودم اگر تو با تحـــــــــــمل گله از خودخواهی ام کردی اگر زجـــــــری کشيدی تو گاهی از زبـــان من اگر رنجيده خــــاطر گشتی از لحن بيـان من گناهم را ببخش گناهم را ببخش
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت
12:10 بعد از ظهر توسط ندا| |
| Design By : Night Skin |


