تبليغاتX
سایه های خیال


سایه های خیال





باد
موهايش را به بازی می گيرد
و من
چشم بر هم می نهم
وهمبازی باد می شوم:

گلوله ای نخ در مشت
می دوم
پای برهنه
در پی بادبادکی
که چرخ می خورد
در بلند آبی آسمان.

دل می سپارم
به رقص موزون بادبادک ها
و اوج می گیرم
همراهشان
تا بيکران لاجوردی آسمان.

در پس کوچه ای
نگاهش
راه نگاهم می بندد.

می نگرد,
سادگيم را,
پاهای برهنه ام را
و چشمانم را
که چه آسان
هم رقص پرواز بادبادک ها می شود.

باد می آ
ید
و در ميان پيچ و تاب موهايش
ره گم می ک
ند.ره گم کرده سرانگشتان نوازشگر باد
بادبادک
م را
از بندش
می رهانند...

لبخندی
بر گوشه لبانش می شکفد
و شکوفه ای
در دلم جوانه می
زند.
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط ندا| |

گم کرده ام تو را
نیستی

و من خوب می دانم

این دل گرفته هر چقدر هم ببارد

نه خزان تنهایی ام

                 می شود بهار

نه لوت سینه ام

                        لاله زار

و  نه یأس واژه های ذهنم 

                             یاس سپید!

اما

بغض می شوم

ببارم

شاید به کنج آسمان دلم

                              پیدا شوی

                                             رنگین کمانم!

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط ندا| |

این ماه ماه تولد وبلاگم هست

چه زود گذشت

چه روزهای که گذروندم

تلخ

شیرین

و گذشت


نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 1:18 قبل از ظهر توسط ندا| |

رفتیم و رفتیم در راهی که انتهایش را نمی دانستم راهی جدید و رویایی بود سبزی و دشت و گل های رنگارنگ در کنار کوههای خشک که سخت و سنگی و خشک بودن

به راهی رفتم که خلقت و بزرگی خدا را در انی میدیدی و کاش تنها بودم تنها تا به خودم را می شناختم  ان وقت بود که می فهمیدم زندگی یعنی چه؟

طبیعت معلم بزرگی برای انسان است از هر لحظه و هر قسمتش می توان درسهای بزرگی گرفت

راهی رفتم که توانستم کمی به خودم و انچه هستم غلبه کنم کمی از چیزهای که تو وجودم افراطی بود کم کنم

کمی بر ترس....... فدرت بدنی.........اعتماد به نفس.........و احساسات بیش از حدم

خدایا دوست دارم

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 1:13 قبل از ظهر توسط ندا| |

میان این همه راه
که به تو نمی رسد
چه سخت است
راه تو را گم کردن !

روزي كه از توجداشم روز مرگ خنده هامه
روزتنهايي دست هام فصل مرگ خنده هامه
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط ندا| |


Design By : Night Skin