تبليغاتX
سایه های خیال


سایه های خیال

دل می گیرد و سایه های نا مردمی ها سعی در تسخیرش می کنند که به خیالشان فتح دلی غمناک ساده است
دل می گیرد
دل می شکند به دست انی که ذهن باور نمی کرد و دشمن می تازد تا میهمان باشد ترحیم دل را تا از انتهای وجودش بخندد
این وبلاگ فعلا اپ نخواهد شد تا دیداری بعد همه شما را به پناه خداوند می سپارم
یا علی
ندا
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط ندا| |

دنیا پر از حوادث گوناگون است پر از وقایع رنگارنگ
از مرگ از تولد از صلح جنگ
از جشن از جدایی از فتح از شکست
هر لحظه صد هزار هزار  اتفاق هست
این ارزوی کوچک ما نیز یک رویداد ساده است
من خود درست و راست نمی دانمش که چیست
یک اشتیاق پاک؟؟
یک ارمان شیرین؟؟؟
یک هاله مقدس؟؟یک عشق تابناک؟؟؟
از نوع نامکرر یک نکته بیش نیست
در بین صد هزار هزار اتفاق گم دنیا به هم نمی خورد ای مردم
بعد از هزار مرحله دوری
بعد از هزار سال صبوری این یک زیاده خواهی نیست
این نیست یک توقع بی جا
این نیست یک هوس
این اخرین تضرع یک عاشق است و بس
باری اگر به سینه دلی دارید
این ارزوی ساده ما را براورید
ما را به هم ببخشایید
ما را برای هم بگذارید
در لحظه های مانده به جا از حیات ما
ما را به یکدیگر بسپارید
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط ندا| |

اگر یادتان بود و باران گرفت .......................................................

دعایی به حال بیابان کنید
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 10:52 بعد از ظهر توسط ندا| |

چه بی هوده گذشت روزهای عمرم
افسوس نه ولی می تونست بهتر بگذرد مفید تر ولی گذشت و همچنان به همان منوال همیشگی تکراری و پوچ می گذرد
گاهی با خودم می گویم:چرا؟و دلم از خودم می گیره که حتما مقصر خودم هستم شاید می تونستم بهترین استفاده رو از بهترین زمان عمرم یعنی جوانی داشته باشم
ولی چه فایده تبیدل به ادم پوچی شده که فقط خودش رو به ظواهر مشقول کرده و عمرش رو بی هوده تلف می کنه
واقعا گاهی که به این موضوعات فکر می کنم داغون میشم وقطی هم سن و سالهای خودم یا بزرگتر از خودم رو می بینم که درس می خونند و ادامه می دهند یا خودشون رو توی کارهای مفید مشقول می کنند دلم می شوزه واسه خودم که نشستم گوشه خونه و مثل ادمهای پیر وووووووووو و
نمی دونم خدا گاهی با خودم می گم خوب تو مقصر نیستی باید دیگران یاریت کنند ولی همیشه هر کاری خواستم بکنم تا تنهایم بی کاریم حل بشه به در بسته خوردم
بازهم خدارو شکر

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10:59 بعد از ظهر توسط ندا| |

یکی باش برای یک نفر.................................................................
نه تصویری مبهم در خاطره ها......................................
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط ندا| |

وقتی
یه روز قلب کسی رو شکستی یه میخ رو دیوار بکوب اگه یه روز دلش رو بدست اوردی میخ رو از دیوار در بیار
ولی چه فایده که جای میخ رو دیوار می مونه
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 11:2 بعد از ظهر توسط ندا| |

سلام
امدم بگم اگه می بینید ندا بی معرفت شده ببخشیدش باور کنید اصلا حوصله ندارم از همه دوستانم به خاطر محبتشون تشکر می کنم هر چند که خیلی هاشون فراموشم کردند ولی خیلی هاشون هم با معرفت هستند
از ونوس.غریبه.الناز.سلمان.سعید.میلاد ووووووووووووووهمه عزیزانی که تنهام نمی زارند ممنون و ازشون عذر می خوام اگه نتونستم جواب محبتشون رو بدم
حتما در اولین فرصت از خجالتشون در می ام
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط ندا| |

گاه یک لبخند انقدر عمیق می شه که گریه می کنم گاه یک نغمه انقدر دیت نایا فتنی است که با ان زندگی می کنم

گاه یک نگاه انچنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کندگاه یک عشق انقدر ماندگار است که فراموشش نمی کنم
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 1:51 قبل از ظهر توسط ندا| |

مرگ ترس نداره مي دوني چرا؟ چون تا وقتي ما هستيم مرگ نيست وقتي هم که مرگ هست ما نيستيم
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 1:36 قبل از ظهر توسط ندا| |


Design By : Night Skin